دیگر حرفی نیست!
همین!
خداحافظ!
سریال آشنایی با مادر
4 فصل کامل با زیر نویس فارسی !! نسخه خانگی و کامپیوتری DivX |
سریال کره ای ققنوس
نسخه کامل و دوبله فقط 8000 تومان پخش شده از شبکه فارسی 1 |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
ما همی برگشت نمودیم :دی
نه که رفته باشیم هااااااا .. نوچ! اصن ! اما خب کمی تا قسمتی رفته بودیم :پی
.:
چگده بزرگ شدین همتون این مدت، اصن نشناختمتون :دی
باسه تبریکات صمیمانه ی تولدم هم ممنون شرمنده کردید .. خیلی دوس می داشتم یه تولد دوستانه بگیرم همه رو دعوت کنم اما خب همش حساب کردم هیشکدومتون نمی آین برا همین کلن از طرح این مسئله پشیمون شدم .. تولد امسالم و کلی دوس داشتم به چندین تا دلیل که اولن دوستای بسیار بسیار خوبی پیدا کردم سر تولدم، دوم کلی کادو گرفتم از دور و نزدیک، سوم آدمایی که حتی فکر اینکه تولدم رو یادشون باشه نمی کردم بهم زنگ زدن و تبریک گفتن ( بعضن حتی فک می کردم شمارمو هم نداشته باشن )، مراسم تولدم کلی قشنگ برگزار شد و طولانی همراه با کر کر خنده های ممتد و ...
ایشالا سال دیگه همتنون رو دعوت می کنم :دی میآین ؟!
.:
تو این مدته که من نبودم یه سری ایتفاقات هیجان انگیز افتاد که بعضی هاش قشنگ و جالب بود بعضی هاش هم نه ، تقریباً هم هیچکدوم و کاملن یادم نی که بخوام بنویسمشون .. فقط نکته ای اشاره می کنم بهشون که یادم بمونه .. اگه سر در نیآوردین شرمنده دیگه :ا
۱- گوشیم افتاد تو چاه مستراح :دی هر کی شماره ۰۹۱۲ ام و داره می خواد زنگ بزنه اولش یه اِهم ی بگه چون تو چاهه :دی
۲- ریو هه رو کو بوندیم تو تیر راهنمایی رانندگی :پی
۳- چند تا از بچه های اینترنت رو ( صرفاً عناصر ذکور) از نزدیک ملاقات کردم :ا
۴- با آقامون و خواهرمون و آقاشون پاشدیم رفتیم چالوس :ایکس
۵- بزرگ شدم رفتم ترم چهار، معدل ترم پیشمم شد ۱۹ خورده ای یهنی به جز اون ۱۶ هه بقیه رو بیس شدم دلتون بسوزه علامت بزرگتر :پی
۶- دیگه فلن یادم نمی آد .. آهان یادم اومد، موهامو کوتاه کردم هوارتا :دی
۷- خب فک کنم دیگه تموم شدم :دی
فقط خودم !!!
تولدم رو بگو که الآنه یه عالمه مبارکه :دی
.:
از همین طریق از کلیه ی دوستانی که این مناسبت فرخنده رو به من تبریک گفتن علی الخصوص زیگزاگ عسیسم بابت کادوی بسیار قشنگش کلی کلی مچکرم !
بزن اون دست قشنگه روووووووو !!!
من الآن مدتیه جدی شدم مشخصه؟!
واقعنکی مشخصه اصن ..؟!
.:
شمبه از سوی سازمان بابا اینا ما به ضیافت افطاری در ساختمان مرکز دعوت شدیم (دلتون بسوزه)، بعد جاتون خالی یک کِر کِر خنده بازاری بود که نگو یه چیزی در حدِ آبخازیای جنوبی :دی
یک لفت و لیستی؟!!بود که اصن همه هنگ کرده بودن .. فک کن واسه یه میز ۴ نفری برا هر نفر یه ژله، یه کرم کارامل، یه ظرف وکیوم شده پنیر وسبزی، یه ظرف آش، یه بسته نون سنگک ولواش، یه ماست رژیمی،یه ظرف وکیوم شده زیتون پروده، یه دلستر، یه دوغ ! اینا رو ضربدر ۴ کن! بعدم واسه کل ِ میز یه ظرف ِ پر از میوه، نیم کیلو زولبیا بامیه، نیم کیلو گردو (اونم از نوع فالی به قول من) ، نیم کیلو خرما، یه فلاسک چای، یه ظرف ترشی لیته بهرنگ:دی ، با یه بطری آب معدنی !
حالا اینا رو که خوردیم بعد ده دیقه باسه همه یه سیخ جوجه کباب و چیپس و مخلفات آوردن :دی
بهد هنو این از گلوت پایین نرفته ( ما تا اون ثانیه فک کردیم خب این غذاس دیگه) واسه هر نفر یه دیس باقالی پلو با ماهیچه آوردن .. (که البته من و رویا و ماما نگرفتیم) ولی بابا گرفت بهد یک بوی گهی میداد این غذاهه یک بوی گهی میداد جاتون خالی که بنده یک راس رفتم تو دسشویی :دی (من کلاً با باقلا پلو با هرچی ازجمله گوشت، مرغ، ماهیچه مشکل دارم) پشت سرم هم رویا اومد !
بعد حالا ما اومدیم تو محوطه اینور زل زدیم به مردم که واقعن چه جوری می تونن این همه بخورن!؟ واقعن آدم میمونه همه اندازه ی گنجیشک غذا می خورن ! بعد میگن ایرانی ها چرا چاقن !؟ واقعن چرا آخه ؟!
همه ی اینا بماند جلو در که داشتیم می رفتیم بازم نفری یه پرس غذا دادن که بازم ماها نگرفتیم :دی آخه اونم باز همین باقالی پلو هه بود ! بعد این آقایون میزدن تو سر و کلشون هااااا .. همه از خونه ساک و کیسه و اینا آورده بودن داشتن بار می کردن :دی حالا به قول ِ بابا خوبه اونجا همه مدیر کل بودن ! دیگه کمه کمشون معاون ِ مدیر کل بود ( ینی اصن مردم گشنه ای نبودن) ولی نمیدونید چه بخور بخوری بودااا همه از دم ارادتمندان قابلمه ! واقعن یه چیزی در حدِ آبخازیای جنوبی :دی
اما خوب بود .. خوشم میآد از این مراسما که همه میزنن تو سرو کله هم ! همه هم از دم فیلم بازی می کنن .. خیلی جالبه برام !
اندر قیافه ی بنده
دیدین منو؟! ندیدین؟! اونایی که دیدن به اونایی که ندیدن بگن خب من چه شکلی ام .. حالا اینا رو بیخیال این تبلیغ ِ فیلم ِ دعوت رو دی شب تو تلویزیون دیدین ؟! همون که مه.ناز افشار تبلیغ کرد .. .
بعد که اینو نشون داده دوست ِ من زنگ زده ذوق و اینا که دیدی مه.ناز افشار و ؟! دیدی چقد شبیه تو بود ؟!
من: جااان؟! شبیه من بود آیا اون؟! خدا به دور 
...
از همه ی اینا که بگذریم کلن من می رسم به این نکته ی اساسی که چرا همه دوس دارن این قیافه ی منو به یکی نسبت بدن .. همه هاااااا .. تا حالا یه نفر هم نشده که دنبال این نگرده که من یا شبیه کی هستم یا اینکه منو قبلن یحتمل یه جا دیده بی برو برگرد !
حالا اینا انقد نظراتشون با هم شبیه که واقعن من خودم گاهاً دچار شک می شم، که آیا من کدومم واقعاً بس که شبیه همن این آدما !!! مثلن:
۴۰٪ از آدما و دوستای دورو برم معتقدن که من شبیه شی.لا خداداد هستم خصوصاً در فیلم مسافری از هند و پیامک از دیار ِ باقی !
۲۰٪ معتقدن شبیه اون بازیگر هندی ام که اسمش و درس نمیدونم آیشواریا؟! (داریم اصن همچین بازیگری؟)
۱۰٪ معتقدن من شبیه مه.ناز افشارم .. آقای علی هم بی نظر نیست با این افراد!
۲۰٪ دیگه معتقدن من حتماً شبیه یکی هستم ولی هنوز نفهمیدن شبیه کی !!!
۱۰٪ الباقی هم نظرات متفرقه دارن که الآن به چند نمونه اشاره می کنم : پسر خاله شون (این درصدش از همه بیشتره) پسر دایی شون، پسر عمه شون، پسر عموشون، اون پسر ِ که بچه بودن همسایه ی مامان بزرگشون بود و ...
شوما توجه ت بیشتر رو پسر بودن ِ اینا باشه :دی
البته نظر ِ قطعی علی هم جزو این ده درصد ِ ایشون بیشتر معتقدن من شبیه .. شبیه ؟! کی؟! واقعن فک می کنی کی ؟!
شبیه شب.نم قلی.خانی ام :دی
فک کن!!!
دیگه شوما خودت حساب کن دیگه ..
هر کی بگه اینا که من گفتم چه شباهتی با هم دارن که من شبیه همه ی اینام یه جایزه داره .. .
.:
توضیحات:
من با علی آشتی نکردم هااااااااا .. اما قهرم نیستم .. اصن هیچی نیستم .. فقط دیدم نسبت بهش عوض شد .. دیگه نه اون احساس و بهش دارم نه اون دید و ..
اصن انگار یه آدم ِ جدید ِ برام، یکی که من هرگز نمی شناسمش، برام حکم ِ یه دوست و داره .. یه دوستِ خوب!
فقط همین!
